عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
541
منازل السائرين ( فارسى )
اين مبدأ سفر دوم است . از مولاى متقيان على عليه السّلام سؤال شد حال شما چطور است ؟ امام عليه السّلام فرمود چگونه خواهد بود حال كسى كه بقاى خود فانى مىشود و با سلامت خود بيمار مىگردد . و آن راهى كه خود را درامان مىبيند مرگش فرامىرسد . « كيف يكون حال من يفنى ببقائه : « 1 » در ادعيه روزهاى ماه مبارك رمضان مىخوانيم : يا ذا الذى كان قبل كلّ شىء ثم خلق كلشى ثم يبقى و يفنى كل شىء . اى آنكه پيش از هر موجودى بوده پس هرچيز را يبافريد و او مىماند و هر موجودى فانى شود . خلاصه اينكه سالك در مقام فنا ، از هرچيز غيرحق فانى مىشود و حتى از فنا هم فانى مىشود تا قابليت بقاى به حق را پيدا كند . مولوى از داستان رفتن عاشق به منزل معشوق و عدم اجازه او بدليل انانيت و سپس بار يافتن با رفع انانيت در اثبات مقام فنا استفاده مىكند . وقتى درب منزل معشوق را زد صدا آمد : كيست ؟ گفت من ، گفتش برو هنگام نيست * بر چنين خوانى مقام خام نيست خام را جز آتش هجر و فراق * كه پزد ، كه وارهاند از نفاق چون تويى تو ، هنوز از تو نرفت * سوختن بايد تو را در نار تفت عاشق بيچاره با رياضت فراوان انانيت خويش را ذوب كرد و دوباره درب خانه معشوق را به صاد درآورد : بانگ زد يارش كه بر در كيست آن * گفت بر در هم تويى اى دلستان گفت : اكنون چون منى اى من درآى * نيتس گُنجاى دو من در يك سرا « 2 »
--> ( 1 ) . امالى طوسى ، ج 2 ، ص 454 و نهج البلاغه ، حكمت 111 . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 3062 و 3063 .